الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
119
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
( 1 ) عبد المطلب نوزاد را به اركان كعبه ماليد و براى او كنار كعبه دعا كرد و براى او اشعارى سرود . « 1 » گويد و ابليس كه نفرين خداوند بر او باد چنان فريادى برآورد كه همهء شيطانها پيش او جمع شدند و گفتند : اى سرور ما ! چه چيزى چنين ترا ناراحت كرده است ؟ گفت : اى واى بر شما كه از ديشب آسمان و زمين دگرگون شده و شگفتيها در آنها پديد آمده است و بدون ترديد در زمين حادثهء بزرگى رخ داده است كه از هنگام بر شدن عيسى ( ع ) چنين حادثهيى رخ نداده است . برويد و بنگريد چه اتفاقى افتاده است . آنان پراكنده شدند و باز آمدند و گفتند : چيزى نيافتيم . ابليس گفت : من خود بايد براى اين كار بروم و سپس همهء جهان را زير پا گذاشت و در آن به گردش پرداخت . همين كه به منطقهء حرم رسيد آن را آكنده و حفاظت شده به فرشتگان ديد و چون خواست وارد حرم شود ، بر او بانگ زدند و برگشت و خود را به شكل گنجشكى درآورد و خواست از جانب كوه حرا وارد شود جبريل به او بانگ زد : چه مىخواهى كه خدايت نفرين كناد . ابليس به جبريل گفت : فقط سخن از تو مىپرسم كه اين چه حادثه است كه امشب در زمين رخ داده است ؟ گفت : محمد ( ص ) متولد شد . ابليس گفت : آيا مرا از او بهرهيى است ؟ گفت : نه . پرسيد : آيا مرا در امت او بهرهيى است ؟ گفت : آرى ، گفت : به همين خوشنودم . « 2 » ( 2 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : جبرئيل به حضور پيامبر ( ص ) آمد و گفت : اى محمد ! خداوندت سلام مىرساند و مىفرمايد : من آتش را بر پشتى كه ترا فرو ريخته و رحمى كه ترا برداشته و دامنى كه ترا پرورانده است حرام كردم . پيامبر ( ص ) فرمود : اى جبرئيل ! اين سخن خود را توضيح بده . گفت : پشتى كه ترا فرو ريخته ، عبد الله بن عبد المطلب است و رحمى كه ترا برداشته ، آمنه دختر وهب است و دامنى كه ترا پرورانده ، دامن ابو طالب و فاطمه بنت اسد است . « 3 » ( 3 ) امام صادق ( ع ) فرموده است : از پيامبر ( ص ) پرسيده شد : آنگاه كه آدم ( ع ) در
--> ( 1 ) . براى اطلاع از نمونهء اين اشعار به صفحهء 92 ، جلد 1 ، دلائل النبوة بيهقى ، چاپ مدينهء منوره مراجعه شود و به صفحهء 208 ، جلد 1 ، سيره ابو الفداء ، چاپ 1976 ميلادى ، بيروت . م . ( 2 ) . با ذكر اسناد در امالى صدوق ( رضي الله عنه ) و به نقل از آن در صفحهء 257 جلد 15 بحار الانوار آمده است . م . ( 3 ) . در معانى الاخبار و امالى صدوق و به نقل از آن دو ، در صفحهء 108 جلد 15 بحار الانوار آمده است . م .